بی تفاوت اما متفاوت
*in the name of GOD*
ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهام
امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد
خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیدهام
در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا
زیرا برون از دیدهها منزلگهی بگزیدهام
من از برای مصلحت در حبس دنیا ماندهام
حبس از کجا؟ من از کجا ؟مال که را دزدیدهام؟
تو مست مست سرخوشی من مست بیسر سرخوشم
تو عاشق خندان لبی من بیدهان خندیدهام
چندان که خواهی درنگر در من که نشناسی مرا
زیرا از آن کم دیدهای من صدصفت گردیدهام
در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
صد جان شیرین دادهام تا این بلا بخریدهام
پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده
زیرا در این دام نزه من زهرها نوشیدهام
عشق است این اهنگ محسن چاووشی
خلاصه ی غزلی از دیوان شمس مولوی
نوشته شده در برچسب:دیوان شمس مولوی , ملوی , تریاق , محسن چاووشی , محسن چاوشی , ای مردمان از من نیاید مردمی , ای مردمان , من از برای مصلحت , من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام , , ساعت توسط B.M
| 11 نظر